Трудный союз. Смогут ли Россия и Турция договориться по Сирии

7-8 տարի հետո մեզ սպասվում է դեպոպուլյացիա. Մենք շատ ենք ուշացել

UŞAQLARIN TƏRBİYƏ VƏ TƏLİMİNDƏ MİLLİ FOLKLORUN ROLU

KRIMIN İŞĞALI NƏLƏRİ DƏYİŞDİ?

در سکوت روشنفکران ایرانی، نسل کشی ایران در آزربایجان

Gündem 24 Nisan 2018
78

علی یونسی وزیر سابق اطلاعات ایران در دولت
و دستیار فعلی رئیس جمهور ایران، حسن روحانی “در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی”، درمورخه ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ و در مصاحبه با روزنامه قانون چاپ تهران با اظهار نظرهای غیر علمی، نادرست و سخیف به عنوان مقام دولتی، مجددا و برای چندمین بار پرده از واقعیتهای دولتمردان جمهوری اسلامی ایران نسبت به غیرفارس زبانان، بویژه تورکان آزربایجانی برداشتند.
یونسی تقریبا 3 سال پیش در کنفرانس “هویت ایران بزرگ”، بغداد پایتخت کشور عراق را پایتخت هویت و مرکز فرهنگی ایران اعلام کرده بود که با واکنش مقامات عراقی مواجه شده بود.
سیاست توهین و انکار غیرفارس زبانان بویژه تورکان آزربایجان ، محدود به روزنامه قانون و شخص علی یونسی نبوده و نخواهد نیز بود. میتوان دهها مورد اینچنینی در این خصوص مثال آورد.
اگر مصاحبه یونسی را به دقت خوانده باشیم به راحتی میتوان از واژه ‘’نسل کشی فرهنگی’’ برای افکار و اندیشه های این مقام دولتی ایران استفاده کرد. نسل کشی الزامن به معنای استفاده از ادوات نظامی به منظور از بین بردن یک گروه جمعیتی، قومی و یا ملی نمی باشد. البته آزربایجان جنوبی در دوران پهلوی، و در تارخ 21 آذر 1325 نسل کشی فیزیکی را نیز تجربه کرده است. در اولین نسل کشی پس از جنگ جهانی دوم، پس از اشغال آزربایجان از سوی دولت تهران دهها هزار تورک آزربایجانی توسط ارتش متجاوز تهران قتل و عام شده و نسل کشی وسیعی در سراسر آزربایجان صورت گرفت.
رافائل لمکین مبدع واژه‌ی «نسل‌کشی» در بخشی از کتاب «نقش دول محور در اروپای اشغالی» می‌نویسد: «نسل‌کشی دارای دو مرحله است: یک، تخریب الگوی ملی گروه تحت فشار و سرکوب و دوم، تحمیل الگوی ملی گروه حاکم و سرکوبگر؛ این تحمیل ممکن است به نوبت بر جمعیت تحت سرکوب که به آن‌ها اجازه‌ی ماندن در سرزمین خود داده شده است، اعمال گردد و یا پس از راندن جمعیت آن سرزمین و مستعمره کردن آن و ساکن کردن گروه‌های ملی گروه سرکوبگر، تنها بر آن قلمرو به اجرا درآید.»
دومین عنصر از تقریر پیشین لمکین، یعنی مفهوم «تخریب» -نابودسازی فرهنگی- اکنون دیگر روشی برای نابودی گروهی شده است. در نظر لمکین، فرهنگ به اندازه‌ی سلامت فیزیکی افراد برای زندگی گروهی حیاتی است:
«اگر فرهنگ گروه به طریقی خشونت‌آمیز تخریب و متزلزل گردد، گروه خود از هم می‌پاشد و اعضایش یا در فرهنگ‌های دیگر جذب می‌شوند که فرایندی دردناک و تباه‌کننده است و یا در مقابل به‌هم‌ریختگی شخصی و شاید نابودی فیزیکی تسلیم می‌گردند بنابراین تخریب و نابودی نمادهای فرهنگی، نسل‌کشی است… و هستی گروه اجتماعی را که وجودش به ‌واسطه‌ی فرهنگ مرسوم و مشترکش است، در معرض تهدید قرار می‌دهد. لمکین، بیش از فقدان جان‌ها، نگران فقدان فرهنگ‌هاست؛ وی نسل‌کشی فیزیکی و نسل‌کشی فرهنگی را نه در قالب دو پدیده‌ی جداگانه بلکه در قالب فرایندی می‌نگرد که به طرق مختلف صورت می‌پذیرد. از نظر لمکین، فرهنگ ملی عنصر اساسی فرهنگ جهانی است و ملت‌ها نیز به‌مانند افراد دارای حیات خاص خود هستند. »
از زمان حکومت پهلوی تا به امروز بسیاری از نمادهای ملی، فرهنگی و تاریخی آزربایجان از سوی دولتمردان ایرانی از بین رفته و یا در معرض تهدید جدی قرار دارند. یونسی در این مصاحبه از نبود یک ملت سخن میگوید. وی در بخشی از سخنانش میگوید:
«البته باید بین ترک و آذری فرق گذاشت. آذری‌ها، هم زبان فارسی و هم تبار فارسی دارند و ‘’فارس تر از خیلی مناطق’’ هستند. آذری ها ‘’برادر دوقلوی کردها’’ هستند. این دو همان قوم ماد هستند که قبل از هخامنشیان این سرزمین را گرفتند با همدیگر درگیری داشتند اما همه از یک خانواده بودند. یک بخش زیادی از آذری ها زبان ترکی را گرفتند و فارسی کردند. بعضی از آن‌ها مانند تالشی‌ها همچنان به فارسی قدیم صحبت می کنند. همچنین در شهر میانه در آذربایجان تعداد زیادی همچنان به زبان قدیم صحبت می کنند. زبان ترکی که در آذربایجان رسم شده است، حدود ۴۰۰-۳۰۰ سال بیشتر سابقه ندارد که ‘’زبانی عارضی’’ است و درگذشته همه آن‌ها ‘’مانند تالشی ها’’ صحبت می‌کردند. زبان ترکی توسط آذری ها به شدت ایرانیزه شده است یعنی ۵۰ درصد از اسامی اماکن و افراد آن‌ها فارسی است. برای مثال واژه آذربایجان از آذرآبادگان گرفته شده است. آذر به معنای آتش است که همان آگِر یا آذِر است. در واقع آذری ها، آگاهانه این زبان را فارسی کرده اند. حتی در افعال و ضمایر آذری هم نفوذ فارسی وجود دارد. برای مثال ضمیر «من» در زبان آذری وجود دارد. »
آری این سخنان یونسی چیزی بسیار فراتر از آسیمیلاسیون بوده و میتوان از عنوان نسل کشی فرهنگی آزربایجان از سوی دولتمردان ایرانی استفاده کرد. امری که با بی اعتنایی و یا سکوت مصلحتی به اصطلاح روشنفکران ایرانی همراه است. سکوت مدیای فارسی زبان و روشنفکران ایرانی نشان دهنده دو چیز است: 1- همراهی آنان(مرکزگرایان) با حکومت جمهوری اسلامی ایران در مواقعی که به نفعشان باشد 2- موفقیت حکومت جمهوری اسلامی ایران در اجرای تفرقه در میان مخالفین خود و جلوگیری از اتحاد مخالفین.
همراهی مخالفین واقعی حکومت جمهوری اسلامی و ملل غیر فارس زبان، میتواند بهترین راه حل رسیدن به اهداف دموکراتیک و حکومت غیرسانترالیستی (غیر مرکزگرا) در ایران باشد.

کریم اصغری
۰4 ارديبهشت ۱۳۹۷

Yorumlar