Yeni para bölgesi Altın Dinarı

Darbe söylentileri ve MHP Kongresi!

Каким будет пост коронавирусный мир?

PKK destekçisi Avusturyalı gazeteci Max Zirngast neden tutuklandı?

اوریانا فالاچی، رضا دقتی و چنگیز مصطفایو

Gündem 7 Kasım 2020
84

چنگیز مصطفایو را ندیده ام، فالاچی را خوانده و با دقتی هم سخن شده ام. وقتی اوریانا فالاچی در مقابل سوال «زندگی یعنی چی؟» پاسخ می دهد:« زندگی، جنگ و دیگر هیچ»
رسالت فالاچی در بیان مصائب جنگ و حواشی آن در دوران خود با آن ذهنیت چریکی خود می دانست که ظلم چیست؟ دفاع چیست؟ حقانیت چیست و مصاحبه های او در راستای تبین آن چه که نهان نیست ولی از دیدنش طفره می رویم بود. او از اجتناب ناپذیری جنگ به قول هابز اجتناب می کرد.مایکل والزر بر خلاف فالاچی با بررسی جنگ ویتنام از جنگ عادلانه و غیر عادلانه سخن می گوید، از احیای اخلاقیات آکوئیناس برای مشروعیت بخشدین به جنگ و این همان چیزی است که فالاچی با آن مشکل داشت، اخلاقیاتی که از سوی همان میراث داران برای اشغال و تجاوز خاک و مال غیرها ، آری آن عیرها استعمال می شود. جنگ نیز نوعی سکس است، اشتراک واژه تجاوز در سکس و جنگ نیز همین است و جانی با مستولی شدن بر تن و خاک سعی در بهره کشی از آنچه بدان تجاوز کرده دارد و حال این تن و خاک وقتی بر می خیزد و عصیان می کند و بر طمطراق این مشروعیت می زند، سکوت می کنیم. سکوت بر زشتی ای که برای ما زیباست، بر زشتی ای که خود نه بلکه بیانش زیبا می شود.
فالاچی بر خلاف جریان حاکم بر رسانه های جهانی به نوعی سعی در بیان این زشتی، بیان گفتمانی علیه این زیبایی و زشتی شرطی کرد. او آمد نوشت و رفت و دقتی نیز همان کرد، دقتی نیز برای بیان زشتی و زیبایی به ماهیت نپرداخت بلکه انعکاس های آن را روایت کرد، اما وقتی مصاحبه او با ایران انترنشنال را دیدم که در مورد عکسهای وی در سال ۱۹۹۲ در آذربایجان سخنی گفته نمی شود یاد تمامی سانسورهای مصاحبه با تاریخ فالاچی شدم، زشتی و زیبایی ممتزجی که رسانه ی اقتدارگرا و یا دولت حاذف سعی در انعکاس آن دارد که نیکی و بدی آن است که ما به شما می دهیم و نیکی و بدی ابدی وجود ندارد!
چنگیز نیز کمی دقتی و اندکی فالاچی بود، حتی دقتی نیز اندکی چنگیز هست و نیمی فالاچی و فالاچی جنگ است و دیگر هیچ، نیمی ز فرغانه نیمی ز ترکستان، نیمی عصیان و نیمی خسران…
چنگیز مصطفایو علی رغم خروش تمامی رسانه ها علیه آذربایجان و حمایت از اشغال قره باغ، به تنهایی آری همان تهایی دقتی و فالاچی ، همان آرمان عمل شده، تصویر کردو دید و کشته شد. شاید وقتی امروزه این تابوی جنگ عادلانه ی هیومی دارد فرو می ریزد، تصاویر چنگیز از قره باغ و کادرهای دقتی از افغانستان و سیاه و سفیدهای فالاچی در ویتنام ترمیم می شود.
وقتی فراتر از دولتها، سیاستها، به دفاع از جسم زخم دیده خاکی، گلدانی، پنجره ای ، مادری می پردازی، می نویسی، ترسیم می کنی، به تصویر می کشی تنها و تنها تر می شوی، شاید امروزه بگوییم تنها نیستم و فریادمان مقتدر و رساست، اما هر روز در دنیای مشوش تنهاتر خواهیم شد.
این تنهایی مقتدر در برابر همگان زیاد چنان لذت بخش است، لذت بخش وقتی پا در حاک خیس شده شوشا می گذاری و چنگیز را لمس می کنی، وقتی در وسط همان قبرستان ترتر با «یاشماق» مادری مواجه می شوی و حتی هنگامی که از ویتنام شمالی و جنوبی دیگر بحث نمی کنی و دیگر نامهایی پر از «خ» نمی شنوی، فالاچی را ببینی.
وقتی از جنگ عادلانه سخن می گوییم باید از رسالت رسانه ای عادلانه هم سخن گفت، از تمییز و به میخ و نعل نزدن، از جرات خوشحالی، از اینکه جرات کنیم که شاد شویم از اینکه جسارت کنیم گریه کنیم، عقده زبانی مارا گرفتار هارون ها نکندو بگوییم که چه خوش است «سنگ در بغل شیشه را» ما نگه خواهیم داشت، صادق صبا مهمانی برگزار می کرد، برنامه ای در رادیو فردا داشت و بر تضمین آن مهمانی خواهم گرفت، کنار مزار ملا پناه واقف، کنار رضا دقتی، فالاچی، چنگیز مصطفایو، عباس میرزا و خان شوشینسکی و جسارت خواهم کرد که بگویم مبارک است، نوش باد التیام این همه زخم، التیام این همه هجرت و سوگ و سلامی خواهم داد و قهر واقف را خواهم شکست:

چون اومان یئردن کوسرلر بیر مثل دیر خلق آرا

کوسدوگیم بیجا دگیل دیر آشنادان کوسموشم

گوردوم اول که، بناسین یارلیق ائتمگ دگیل

واقفا، اصلی بودیر من بو بنادان کوسموشم. (م.پ. واقف)

رضا طالبی

Yorumlar

Henüz hiç yorum yapılmamış.